هنر و سینما در کلام مقام معظم رهبری
هنر و سینما در کلام مقام معظم رهبری

الف) توصیف و تعریف هنر توصیف هنر هنر، عزیز و والاست، هنر، جاودانه است. هنر، عمومی و جهانی است و به قطعه ای از زمین و زمان منحصر نمی شود.[۱] هنر، حقیقتی بسیار فاخر و عطیه ای از جانب پروردگار است که مانند هر موهبت دیگر الهی، مسئولیت ها و تکالیفی را برای صاحب آن […]

الف) توصیف و تعریف هنر

توصیف هنر

هنر، عزیز و والاست، هنر، جاودانه است. هنر، عمومی و جهانی است و به قطعه ای از زمین و زمان منحصر نمی شود.[۱]

هنر، حقیقتی بسیار فاخر و عطیه ای از جانب پروردگار است که مانند هر موهبت دیگر الهی، مسئولیت ها و تکالیفی را برای صاحب آن به همراه می آورد.[۲]

هنر متعهد

هنرمند علاوه بر تکالیف ذاتی انسان، به علت ویژگی های بسیار ممتاز هنر، باید در خصوص قالب و مضمون آثار خود نیز احساس تعهد کند.[۳]

هنر دینی

هنر دینی آن است که معارفی را که ادیان الهی و کامل تر از همه، دین مبین اسلام با هدف سعادت حقیقی بشر، به دنبال ترویج آن بوده اند، در جوامع انسانی منتشر کند و در افکار بشر، ماندگار و جاودانه سازد.[۴]

در هنر دینی، الزامی به استفاده از واژگان یا نمادهای مذهبی نیست، بلکه ترویج هنرمندانه مقولاتی نظیر عدالت، حقوق انسانی و مسائل اخلاقی و پرهیز از ابتذال و استحاله هویت انسان و جامعه، می تواند نمونه های خوبی از هنر دینی باشد.[۵]

ارتباط هنر و اخلاق

هر قدر یک هنرمند به مرحله بالاتری از فکر واندیشه و درک عقلانی برسد، جوهره کارهای هنری او، کیفیت و ارتقای بیشتری خواهد یافت و درک هنری او از پشتوانه بیشتری برخوردار خواهد شد.[۶]

نمی توان در وادی هنر با انگیزه های سطحی و یا ناسالم حرکت کرد و سرافراز و موفق بود.[۷]

ب) سینما

اهمیت سینما و ضرورت پیشرفت در آن

فیلم و سینما، وسیله ای بلیغ و تبیین کننده ای رسا برای ارائه برترین حقایق عالم، یعنی حقیقت دین به شمار می رود و برای این منظور دست اندرکاران امور سینمایی باید بر توانایی های خود بیفزایند.[۸]

کلید پیشرفت کشور، به میزان زیادی دست سینماگران است؛ چرا که دست اندرکاران هنر فاخر سینما، با توجه به تأثیرگذاری و جهت دهی این هنر، می توانند با تولیدات خود، روح امید، شوق پیشرفت، انگیزه کار و تلاش، اعتماد به نفس و اعتقاد به ارزش های اسلامی و ملی را در جامعه ترویج کنند و سهم بزرگ خود را در پیشرفت و تعالی کشور ایفا نمایند، و یا اینکه با فیلم های خود، نسلی ناامید، پشیمان، متکی به بیگانه و تحقیرشده را پرورش دهند.[۹]

نیاز به سینما

اعتلای سینمای کشور، نیازی محسوس است و همه باید این حقیقت را دریابند که هنر مهم و بسیار برجسته سینما برای کشور، یک نیاز و ضرورت محسوب می شود.[۱۰]

توصیف هنر سینما

هنر سینما،… بلاشک یک هنر برتر است؛ یک روایتگر کاملاً مسلط ـ که هیچ روایتگری تا کنون در بین این شیوه های هنریِ روایت یک واقعیت و یک حقیقت، تا امروز به این کارآمدی نیامده ـ و یک هنر پیچیده و پیشرفته و متعالی.[۱۱]

مسئولیت سینماگران

اهمیت فراوان این هنر، و کارآمدی و تأثیرگذاری عمیق آن، مسئولیت سینماگران و تمامی دستگاه ها و رده های مدیریتی مؤثر دراین هنر را کاملاً سنگین می کند.[۱۲]

اگر یک کارگردان با نیت خدایی فیلمی را ارائه دهد که موجب تقویت ایمان، افزایش انضباط اجتماعی و احساس مسئولیت شود، اجر الهی را نیز کسب خواهد کرد.[۱۳]

بدون تردید با شکوفا شدن استعدادها و فعال تر شدن دستگاه های پشتیبانی کننده، می توانیم در زمینه کارهای سینمایی و هنرهای نمایشی به سطح برجسته ای در دنیا برسیم.[۱۴]

ج) وظایف سینما

توقع انقلاب از هنر

انقلاب از هنر و هنرمند تنها یک توقع دارد و آن اینکه جامع هنری با همان نگاه زیباشناختی هنر، به پدیده هایی همچون ایثار و فداکاری مردم در پیروزی انقلاب و حماسه هشت سال دفاع مقدس بنگرد و این زیبایی ها را با زبان هنرمندانه تبیین کند.[۱۵]

تبیین حقایق دینی

بخش های مختلف هنری، هر یک امتیازات و کمبودهایی دارند، اما در میان انواع روش ها و بیان های هنری، بیان نمایش در مجموع از همه بخش های هنری، رساتر، فراگیرتر، و جالب تر است. از این رو، برای تبیین حقایق دینی باید از زبان هنر، به ویژه هنر نمایش استفاده شود.[۱۶]

ادای دین به انقلاب

جامعه هنری ما، باید در تبیین ابعاد این حقیقت باعظمت، با پدید آوردن کارهای هنری ارزشمند در همه زمینه ها به ویژه هنر سینما که گویای ابعاد عظیم این انقلاب باشد، دین خود را به دین انقلاب ادا کند.[۱۷]

نشان دادن گوهر نماز و چهره نمازگزار

وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صدا و سیما، از هنر، به ویژه هنر سینما برای نشان دادن گوهر نماز و چهره نمازگزار بهره بگیرند.[۱۸]

جذاب تر نشان دادن مفاهیم مذهبی و ارزش های دینی

حقایق معنوی با هیچ یک از مفاهیم مادی قابل مقایسه نیست. ارزش های اسلامی برترین حقایقی است که می تواند انسان را مجذوب و در مقابل خود خاضع کند و بر این اساس از سینماگران و کارگردانان فیلم، انتظار می رود با کار خود، مفاهیم مذهبی و ارزش های دینی را به گونه ای به تصویر بکشند که در نظر بیننده، جذاب تر و دل­نشین تر جلوه کند.[۱۹]

مضمون سینما در جهت اصلاح کشور

مضمون سینما باید در جهت اصلاح کشور و جامعه باشد؛ اگر انتقاد هم انجام می گیرد، این انتقاد با این نگاه باشد.[۲۰]

پژوهش

سیمای جوان در سینمای ایران

وحید حیاتی

سینما، به عنوان رسانه ای تأثیرگذار و پرمخاطب، جایگاه والایی در ساختمان مهندسی فرهنگی یک کشور داراست. این امر در کشور ایران نیز یکی از پایه های فرهنگی محسوب می شود. در واقع این نقش انکارناپذیری است که سینما ازآن برخوردار است و بالطبع صاحبان این صنعت فرهنگ ساز، نقش مهمی در ترویج، اشاعه و تثبیت رفتار، افکار، اندیشه ها و منش­ها دارند و خود حتی به قطب­هایی در ارائه افکار و نظریات و اندیشه­ها تبدیل می شوند و به مرور زمان، به نوعی جزو گروه های مرجعی محسوب می گردند که در تأثیرگذاری و الگوسازی در برابر مخاطبان مورد توجه قرار می گیرند. به عبارتی، عامه مردم و مخاطبان از راه مدیوم سینما، الگوپذیری را در رفتار و منش خویش به کار می گیرند و از این مسیر، در دریافت الگوها و افکار، که در زندگی اجتماعی اصلی پذیرفته شده است، نقش ایفا می کنند.

در این میان، جوانان بالطبع، به دلیل روحیه ویژه این سن، آرمان خواهی و روحیات خاص خود، نقش بسزایی ـ چه در الگوسازی و چه در الگوپذیری ـ ایفا می کنند. روند حضور جوانان و تأثیرگذاری آنها در سینما، محور این نوشتار است که بدان می پردازیم. جوان و انرژی جوانی، در مفهوم خود معانی بسیاری را پنهان دارد. در واقع، هنگامی که از جوان و جوانی سخن به میان می آید، نشاط، شادابی، خلاقیت و نوآوری، مفاهیمی هستند که در کنار آن به ذهن خطور می کند و در مجموع، جنبشی را پدید می آورد. این امر، هم در روند فیلم سازی جوانان به چشم می خورد و هم در نمایش حضور ایشان در صحنه ها به عنوان ستارگان سینما.

در فرآیند اول، فیلم ساز جوان، فیلم سازی است دارای تفکرات نو، متفاوت و در عین حال با شور و نشاط که اندیشه های آرمان خواهانه و به نوعی پیشرو خویش را در امر فیلم سازی پی گیری می کند. در واقع می توان گفت حضور آنها در این عرصه، کم تحرکی، توقف در اندیشه ها، رخوت و نخوت را از آثار گذشته و اشخاصی که بدان می پردازند، می زداید و باعث تحرک و تقویت جریان های پیشین در عرصه فیلم سازی و به تعبیری ابداع حرکات جدیدی در آن عرصه خواهد گردید؛ البته به یقین این حرکت، باعث صعود سینمای ایران خواهد شد. اگرچه عناصر متعددی همچون برنامه مدون و برنامه ریزی صحیح، تأمین امکانات و منابع مالی مناسب، می تواند بر این امر تأثیرگذار باشد و بالطبع نقصان در هر یک، می تواند این جریان را از حالت صحیح خویش خارج سازد.

مسئله دیگر، حضور جوانان در عرصه سینما و بازیگری، به عنوان پیشانی و ویترین تحرکات سینمایی است که سال هاست دغدغه بسیاری از هنرمندان و اهالی سینما و مسئولان مربوطه گردیده است. در حقیقت، دغدغه از آنجا آغاز می شود که سینما برای تداوم حضور خود، به نیروهای جوان، نیاز دارد؛ افزون بر اینکه شادابی و برقراری ارتباط صحیح با مخاطب، از دیگر انگیزه های این حضور است. اما حضور افراد کم تجربه و در عین حال جویای نام، نوعی بی ثباتی ناشی از عدم شناخت کافی از موقعیت موجود را به وجود می آورد؛ چرا که جوانان حاضر در این عرصه، خود به الگوهای مطرح در جامعه و در میان مردم بدل می شوند و عدم شناخت مناسب و کافی از وضعیت موجود و به علاوه، کم تجربگی و به تعبیری ناپختگی، می تواند حاشیه های شهرت، بی ثباتی اخلاقی و عدم احترام به هنجارهای دینی و اجتماعی را بر اصل حضور پررنگ تر نماید و بازیگر یا به تعبیر مناسب، ستاره مطرح شده در عالم سینما را در چالشی جدی میان خود او، وضعیت اجتماعی، شهرت و الگوپذیری دیگران از وی قرار دهد.

در واقع، برخی به دلیل ناتوانی از درک صحیح موقعیت به وجود آمده، به نوعی دچار خودباختگی می شوند و به جای بدل شدن به الگوی صحیح، به نوعی الگوی ناهنجار اجتماعی می گردند که طبیعتاً عوارض و پی آمدهایی را برای خود او و دیگر افراد الگوپذیر از وی به همراه خواهد داشت. شاید مناسب باشد این مسئله را از زاویه ای دیگر بنگریم.

یک بازیگر و به تعبیری ستاره سینما، از آنجا که در عرصه ناخودآگاه آدمی حضور دارد و آن هم یعنی تصویر، اندک اندک نوعی رسوخ در ذهن مخاطب را به وجود خواهد آوردکه در کنار یک سری فعل و انفعالات روانی، مخاطب آهسته آهسته او را به عنوان مرجع و الگوی رفتاری خویش برمی گزینند. از این رهگذر، چندین مسئله قابل تأمل پدید می آید. اولاً: صحیح بودن این انتخاب به عنوان الگو، کمتر مدنظر قرار می گیرد؛ چرا که مخاطب در فعالیت ذهنی خویش او را می پذیرد و آن را باور می کند. ثانیاً: بازیگر با مسئله الگو قرار گرفتن روبه رو می شود که در ارتباط جدی و وثیق با شخصیت، حالات و رفتار وی است و در صورتی که نتواند تعاملی صحیح میان خود و نقشی که در اجتماع از آن خود کرده است یا به تعبیر مناسب تر، اجتماع به وی بخشیده، برقرار سازد، دچار دوگانگی شخصیت می شود و البته نمی تواند در مسیر پیش آمده، به درستی گام بردارد. او از این منظر، دچار کاستی هایی خواهد گردید که خواه ناخواه در میان اطرافیان و جامعه طرافداران وی، تأثیر نامطلوبی برجای خواهد گذاشت.

در کنار این مسئله الگو قرار گرفتن، مسائلی همچون جذابیت های کاذب چهره، لباس، رفتار، تکیه کلام ها و… قرار دارند که در امر الگوپذیری به شدت مخاطبان را تحت الشعاع قرار خواهد داد. در واقع، در خصوص موضوع الگوپذیری مخاطبان، مسئله به گونه ای بروز خواهد کرد که بازیگر و ستاره سینما به دلیل موقعیت خود و با عدم درک صحیح از شخصیت خویش، فرهنگ بومی خود و رفتار اجتماعی مناسب، گرته برداری رفتاری، اخلاقی و ظاهری از فرهنگ بیگانه، الگو قرار می گیرد و بدین ترتیب، به مرجع رفتاری برای مخاطبان تبدیل می شود و در واقع به جای ارائه فرهنگ و رفتاری متناسب با جایگاه خویش، اشاعه گر ناهنجاری ها و رفتارهای غیراجتماعی می گردد.

بدین مسائل، باید نکته ای زمینه ای را نیز افزود که سینمای ایران، از آنجا که به شدّت به سرمایه تهیه کنندگان بخش خصوصی متّکی است، میزان ریسک و آزمودن عرصه های جدید در آن بسیار پایین است. از این رو، تهیه کنندگان فعال در این عرصه نیز علاقه مندند الگوهای امتحان پس داده تجاری را در راستای هر چند جذاب تر ساختن آثار خویش، با ویژگی های ظاهری همچون جذابیت چهره بازیگران همراه سازند و از این راه، ارتباط وثیق اثر خود را با مخاطبان افزایش دهند.

به هر حال، هرچند حضور جوانان در سینمای ایران و جوان گرایی، به ویژه می تواند برخی سنّت ها و تابوها را تحت الشعاع قرار دهد، اما در عین حال برکاتی نیز دارد و با کم کردن آسیب های این حضور و افزایش آگاهی و دانش در کنار این فعالیت، می توان امیدوار بود که سینما در مسیر بالندگی و پویایی قرار گیرد.

از جمله آسیب هایی که در کنار حضور فعال جوانان در سینما، به ویژه در عرصه بازیگری می توان از آنها نام برد و توجه به آنها ضروری است، عبارتند از: اشاعه دنیاگرایی، تجمل و فخرفروشی، باری به هر جهت بودن و… که همه می توانند ناشی از عدم آگاهی کافی از جایگاه و موقعیت فرد، به وجود بیاید. نادیده انگاشتن سنّت ها و تابوها و عدم ارتباط با گذشته، چه در دریافت تجربیات و چه در درک سنّت ها نیز از آن جمله است که باز می تواند از خصوصیات کم مایه شخصیتی و عدم آشنایی با موقعیت اجتماعی به وجود آمده ناشی شود و البته نمی توان انکار کرد که بسیاری از این موارد، در راستای حضور جوانان، با ارائه برنامه ای مناسب، و آموزش در عین تعهد به رفتارهای اجتماعی و سنّت های این مرز و بوم، قابل پیش گیری و اصلاح است و می تواند در عرصه حضور جوانان، چشم انداز پویایی و تحرک و استقرار سینما را با ویژگی های مختص به این مرز و بوم، ترسیم کند.

منبع:حوزه